مهمان : 60
اعضا عضو سایت : 11
اعضا آنلاین : 0
امروز : 559
ديروز : 1057
ماه : 0
 
تاریخ : دوشنبه 28 فروردين 1396     |     کد : 3236

واکنش قائم مقام سابق باشگاه ماشين سازى تبريز به برخی موضع گیریهای مغرضانه علیه باشگاه ماشین سازی تبریز

احد اصغرنژاد:" موسم انتخابات ، ابن الوقت هاى فرصت طلب و سهم خواهان نا پخته "

قائم مقام سابق باشگاه ماشين سازى تبريز گفت: برد و باخت در ورزش و سقوط و صعود تيم هاى ورزشى ، اگرچه مقوله اى کاملا طبيعى و محتمل به شمار مى رود و اساسا ذات ورزش عجين يافته و در هم تنيده با پيروزى ها و شکست ها است.

قائم مقام سابق باشگاه ماشين سازى تبريز گفت: برد و باخت در ورزش و سقوط و صعود تيم هاى ورزشى ، اگرچه مقوله اى کاملا طبيعى و محتمل به شمار مى رود و اساسا ذات ورزش عجين يافته و در هم تنيده با پيروزى ها و شکست ها است.

این هوادار اصیل ماشین سازی تبریز گفت: برد و باخت در ورزش و سقوط و صعود تيم هاى ورزشى ، اگرچه مقوله اى کاملا طبيعى و محتمل به شمار مى رود و اساسا ذات ورزش عجين يافته و در هم تنيده با پيروزى ها و شکست هاست ؛ با اين وجود ، آن چه همواره ، بيش از خود اين برد و باخت ها ، ضربه بر پيکره ورزش وارد آورده ، دخالت ، اظهارنظر و موضع گيرى هاى ناآگاهانه و تفسيرها و تحليل هاى اغلب احساسى و بعضا ناآگاهانه افراد و گروه هاى غير متخصص در حوزه ورزش بوده است و همين اظهارنظرهاى نامعقول ، ورزش و تيمدارى ورزشى را به بيراهه کشانده است. 
اصغرنژاد اظهار داشت: حمايت تمام قد و عملى شهردارى کلانشهر تبريز با محوريت و مديريت سازمان ورزش شهردارى ، به عنوان متولى اصلى ورزش تبريز از تيم فوتبال ماشين سازى ، آن هم درست در مقطعى که اين تيم پر هوادار در آستانه انحلال و فراموشى تدريجى در تاريخ فوتبال کشور قرار داشت ، از آن دست تصميمات شجاعانه و ماندگار مديريت شهرى و در رأس آن شهردارى و شوراى اسلامى شهر بود که از دو سال قبل محقق گرديد و حمايت ها و پشتيبانى مسوولانه نهادهاى شورا و شهردارى از اين تيم ، آن هم در وانفسايي که هيچ فرد ، گروه ، سازمان و حتى خود کارخانه ماشين سازى حاضر به قبول مديريت آن نبود ، زمينه ساز بازگشت اين تيم قديمى و ريشه دار به ليگ برتر و سطح اول فوتبال کشور ، پس از دو دهه گرديد. 

وی اضافه کرد: فارغ از دلايل عدم نتيجه گيرى و سقوط تيم فوتبال ماشين سازى به دسته اول ، که البته نيازمند بررسى هاى کارشناسانه و آسيب شناسى منصفانه در فرصت مقتضى است ؛ موضع گيرى ها و اظهارات برخى افراد نا وارد و غير کارشناس در حوزه ورزش ، در خصوص پروسه حمايت ، مديريت و نتايج حاصله اين تيم ، که عمدتا نيز مصداق بارز فرصت طلبى و ابن الوقتى اين طيف از افراد به شمار مى رود ، از آن دست موضوعاتى است که براى دفاع از عملکرد مجموعه مديريت سازمان ورزش شهردارى تبريز ، ناگزير از پاسخ گويي و طرح برخى نکات مغفول شدم. 

1) اين که فلان عضو محترم شوراى اسلامى شهر تبريز ، على رغم اشرافيت کامل بر مشکلات و کمبودهاى تيم فوتبال ماشين سازى و پى گيرى هاى مکرر مديريت باشگاه از ايشان ، تاکنون قدمى مثبت ، موثر و عملى در راستاى کمک به اين تيم بر نداشته و درست ، سر بزنگاه سقوط احتمالى تيم به دسته پائين تر ، زبان به انتقاد از مديريت باشگاه باز مى کنند ، کمى مشکوک و غيرصادقانه به نظر مى رسد ، تأسف بارتر اين که در مقام اتهام زنى قرار گرفته و عدم نتيجه گيرى هاى اين فصل تيم را به عامدانه بودن روند فعلى از سوى مديريت باشگاه مرتبط مى داند ، اتهامى سنگين که بى ترديد مى بايست مستند به دلايل و شواهد متقنى باشد که بعيد مى دانيم چنين باشد. 
از سوى ديگر نمى توان . اخيرا" ديگر عضو شوراى شهر ، در يکى از خبرگزارى ها و سايت هاى محلى و سراسرى ، خطاب به شهردار تبريز را که به زعم خود ، خواستار انتصاب مديرى لايق در رأس سازمان ورزش شهردارى شده بود از سر دلسوزى و به دور از حب و بغض قلمداد کرد ؛ چه ، همين افراد که نه سابقه مديريت آنچنانى و نه از ورزش سر رشته اى دارند ، معلوم نيست در بحبوحه مشکلات ماشين سازى که از ابتداى فصل تاکنون با مصائبى اعم از خانه به دوشى هاى همواره به دليل فقدان زمين برای مسابقه و تمرين ، ناداورى هاى مکرر در طول فصل که عملا بالغ بر 20 امتياز مسلم را از تيم گرفت ، مشکلات و کمبودهاى مالى ، تبعيض هاى نارواى رسانه استانى و ملى در پوشش حمايتى از تيم و ده ها مشکل ديگر دست و پنجه نرم کرده است ، کجا بودند ، چرا سکوت پيشه کرده بودند و چرا آن موقع احساس مسووليتشان در قبال پى گيرى جدى اين مشکلات گل نکرده بود و امروز که موسم انتخابات شده و ايشان نيازمند مطرح شدن و در بوق و کرناى تبليغاتى قرار گرفتن هستند ، سوژه اى بهتر ، تازه تر و دم دستى تر از ماشين سازى نيافته اند و ناجوانمردانه به جان اين تيم و مديريت قوى حاکم بر آن افتاده اند تا شايد از اين نمد ، کلاهى مناسب سر خود و گشاد تر از هميشه بر سر افکار عمومى ببافند ؛ غافل از اين که به زودى ، محک و آزمون انتخابات و آراى هدفمند و مبتنى بر شناخت مردم ، خود پاسخ صادقان و خادمان واقعى را خواهند داد ؛ چرا که مردم بهترين قاضى هستند. 
2/ مناديان و هدايتگران اين روزهاى پروسه تغيير مديريت سازمان ورزش شهردارى و باشگاه ماشين سازى که در زمان تغيير سرمربى على رغم بسيج امکانات و لابى هاى خود موفق به تحقق هدف خود نشدند ، امروز بار ديگر قد علم کرده و با استفاده از بنگاه سخن پراکنى و سايت اختصاصى و رسانه فرمايشى و معلوم الحال خود وارد گود تخريب شده اند ، اينان با دستاويز قرار دادن موضوع سقوط ماشين سازى ، سعى در القاء لزوم انتصاب مديرى لايق بر مجموعه سازمان مذکور را دارند ، گويا فراموش کرده اند که همين سازمان ورزش شهردارى سال هاى سال است که جور قصور و ناتواتى دستگاه ها و متوليان اصلى توسعه ورزش استان را کشيده و در حال حاضر تقريبا وظيفه تفويضى ، ابلاغى و يا واگذارى اين حمايت مادى و معنوى از ده ها تيم ليگ برترى تبريز در سطح اول بر عهده همين سازمان ورزش شهردارى قرار گرفته است. 

امروز ، شور ، نشاط ، شادابى و سرزندگى طيف هاى مختلف جامعه تبريز ؛ چه نزد بازيکنان و چه نزد عوامل برگزارى مسابقات ورزشى ، مرهون حضور و حمايت مدبرانه سازمان ورزش شهردارى تبريز در عرصه تيمدارى با بيش از 20 رشته مهم ورزشى و در کنار آن معرفى استعدادها و پتانسيل هاى واقعى است که به جرات مى توان گفت حذف سازمان ورزش از حوزه حمايتى ورزش مساوى است با رکود و ورشکستگى و تعطيلى ورزش تبريز. 
در حال حاضر گستردگى و پوشش خدمات رسانى و مديريتى سازمان ورزش شهردارى تبريز بر سه بخش ورزش همگانى ، ورزش قهرمانى و ورزش کارمندى ، به حدى فراگير است که به جرأت مى توان گفت اين سازمان به تنهايي و بدون کمک و همراهى ديگر دستگاه ها ، بار سنگين ورزش شهر تبريز را به دوش مى کشد و قطع به يقين زير سوال بردن اين حجم و سطح از خدمات ورزشى و حمايت هاى عملى از ورزش ، مصداق بارز بى انصافى است. 
گذشته از اين ، سوابق ، تجربيات و کارنامه روشن دکتر سهرابى ، مديرعامل موفق و کاملا ورزشى سازمان ورزش شهردارى نيز از آن دست موضوعات قابل دفاعى است که بى هيچ ترديدى ، صلاحيت و شايستگى تداوم حضور و ثبات وى در مسووليت مذکور را توجيه و تأئيد منطقى مى کند. 

3/ دکتر سهرابى را بايد يکى از استثناهاى ورزشى استان و کشور دانست ، مديرى که برخلاف اکثر مديران سياسى حاضر در عرصه مديريت هاى ورزشى ، پله هاى رشد را يکى پس از ديگرى طى کرده و پس از کسب موفقيت هاى ورزشى در کسوت بازيکن ، مدارج عاليه مربيگرى فوتبال و فوتسال را پشت سرگذاشته و با شايستگى تمام و علم و اشراف بر امور و اخذ بالاترين مدارج علمى و دانشگاهى مرتبط با عرصه ورزش ، پاى در حوزه مديريت ورزشى گذاشته و از سال ها قبل با تصدى مسووليت هاى متعددى نظير معاونت و قائم مقامى باشگاه شهردارى تبريز ، مديرعاملى سازمان ورزش شهردارى ، نائب رييسى فدراسيون هاکى کشور ، رياست بر هيأت هاکى استان ، سرمربيگرى در تيم هاى متعدد فوتسال استان از جمله گسترش فولاد ، بازرگانى ، شهردارى و ... نام خود را به عنوان محق ترين و موفق ترين مدير ورزشى استان طى دو دهه اخير به ثبت رسانده و کارنامه اى پر و پيمان از موفقيت هاى ورزشى را از خود به جاى گذاشته است. 
در اين ميان و با توجه به سوابق و توانمندى هاى مديريتى وى در دو دهه اخير از يک سو و اوج گيرى سهم خواهى ابن الوقت هاى امروز و ناپخته هاى تازه به دوران رسيده مديريتى که به دنبال بهره بردارى هاى خاص از ماجراى عدم موفقيت تيم فوتبال ماشين سازى از سوى ديگر ، دوباره علم و بيرق مخالفت با مديريت فعلى سازمان ورزش به دست گرفته اند و با اظهارنظرهاى غير کارشناسانه و جوسازى هاى فرصت طلبانه و اغلب ناپخته ، در صدد اعمال فشار براى تغيير مديريت سازمان ورزش شهردارى تبريز برآمده اند. 
اين درحالى است که متإسفانه مناديان و هدايتگران پروسه تغيير ، کسانى هستند که نه از ورزش و نه از مديريت ورزشى سر رشته اى دارند و نه سن حضورشان در عرصه هوادارى احساسى ورزش و حتى مديريت سياسى ، با سال هاى حضور و مديريت ورزشى مديريت فعلى همسانى و همخوانى دارد ، هرچند معتقديم که اگر قرار بر نقد و اظهارنظر در خصوص دلايل سقوط تيم فوتبال ماشين سازى تبريز به ليگ دسته اول و بررسى کارشناسانه دلايل اين اتفاق ناخوسايند باشد ، اين امر مى بايست توسط کارشناسان و مديران نخبه و موفق ورزشى و اهالى ورزش نظير دکتر دبيرى که خود از مديران ارشد ورزشى استان و کشور محسوب مى شوند و يا افرادى نظير جناب آقاى ششگلانى نائب رئيس شوراى شهر و رياست هيأت فوتبال استان صورت پذيرد نه نا اهلانى که قصد داشته و دارند از رهگذر اين اتفاق نامبارک ، روزنه اى براى جبران ناکامى هاى قبلى و کوتاه شدن دستشان از منابع مالى سازمان ورزش باز کنند. 
4/ جداى از موارد مذکور در سه بند بالا ، سازمان ورزش شهردارى تبريز با سياست گذارى هاى کلان شهردارى در سنوات گذشته و مديريت اجرايي و نظارتى موفق شخص دکتر سهرابى ، در ايجاد ، توسعه و افزايش زيرساخت هاى ورزشى و سرانه فضاهاى ورزش قهرمانى ، همگانى و کارمندى ، گام هاى بلندى در راستاى پاسخ گويي به مطالبات ورزش دوستان برداشته و به جرأت مى توان گفت نام خود را به عنوان برترين و موفق ترين سازمان کشورى در بين شهردارى هاى ايران به ثبت رسانده است. 
احداث 40 سالن ورزشى سرپوشيده ، تبديل بيش از 15 زمين خاکى فوتبال محلات به چمن مصنوعى ، احداث 4 استاديوم 5 هزار نفرى فوتبال در سطح شهر تبريز ، حمايت همه ساله از مسابقات فوتبال محلات تبريز ، حمايت عملى از تيمدارى حرفه اى در رشته هاى فوتبال ، واليبال ، بسکتبال ، دوچرخه سوارى ، هندبال ، شطرنج ، تنيس روى ميز ، شنا و شيرجه ، حمايت مادى و معنوى از تنها هيماليانورد موفق ايران عظيم قيچى ساز در صعود به قلل بالاى 8 هزار متر جهان و ... تنها نمونه اى روشن و آشکار از موفقيت هاى مشهود سازمان ورزش شهردارى و کارنامه موفق مديريتى آن است که بى ترديد نبايد تحت تأثير 

عدم نتيجه گيرى مطلوب يک تيم ديگر قرار بگيرد. 
آقايانى که اين روزها و در موسم انتخابات شوراهاى شهر و روستا ، رگ مسووليتشان باد کرده و تازه يادشان افتاده که تيمى به نام ماشين سازى هم وجود دارد ، بدانند که عوام فريبى و هوچى گرى بدون اطلاع از کنه و اصل موضوع ، راه صحيحى براى پر کردن سبد رأى نيست ، ايشان به جاى توصيه هاى دخالت گونه خود در امور اجرايي شهردارى و مديريت هاى تخصصى آن ، بهتر است پاسخ دهند ، در مقام رياست بر مرتبط ترين کميسيون شورا با حوزه ورزشى ، کدام همراهى و حمايت عملى را از سازمان ورزش و همين تيم ماشين سازى انجام داده اند؟ يا آن عضو ديگر که از تازه واردان شورايي محسوب مى شود ، بد نيست پاسخ دهد که از زمان ورودشان به بدنه شورا ، در کدام يک از مصوبات و تصميمات شورايي مرتبط با ورزش سهيم بوده اند که امروز در آستانه انتخابات ، نگران ماشين سازى ، سازمان ورزش و مديريت آن شده و از شهردار تبريز خواستار انتصاب مديرى لايق در اين مجموعه شده است ، به راستى اگر آقايان ، مديرى در حد مديريت فعلى سازمان ورزش شهردارى در آستين يا زير سر دارند ، اين گوى و اين ميدان ، وگرنه اگر نيت چيزى جز جز دلسوزى باشد ، مردم با آگاهى و هوشيارى هميشه خود پاسخ اين قبيل افراد را در انتخابات پيش رو خواهند داد. 

5/ اين که عده اى امروز و پس از سقوط تيم فوتبال ماشين سازى تبريز به دسته پائين تر ، دايه هاى مهربان تر از مادر شده اند ، گويا فراموش کرده اند که همين تيم رانده شده از همه جا و بى صاحب و متولى ، طى 22 سال اخير همواره بى ياور و حامى رها شده بود و هيچ يک از اين مدعيان دلسوزى ، قدمى در جهت حمايت از قديمى ترين تيم فوتبال شمالغرب برنداشتند و تنها شوراى شهر و شهردارى تبريز و سازمان ورزش بود که با احساس مسووليت متعهدانه و قابل تقدير ، مسووليت مديريت و حمايت از ماشين سازى را بر عهده گرفت تا آرزوى ديرين هواداران آن جامه عمل بپوشد. 

به هر تقدير اميد است آگاهان منصف و ناظران عادل و در کنار آن مردم هوشيار و آگاه تبريز ، على الخصوص هواداران فهيم و نجيب ماشين سازى ، با درک شرايط فعلى ، حامى و دلسوز واقعى را از سهم خواهان و فرصت طلبان بازشناخته و با اعتقاد و اطمينان کامل به اين تأکيد دکتر نجفى ، شهردار محترم کلانشهر تبريز مبنى بر تداوم حمايت هاى مادى و معنوى شهردارى و سازمان ورزش از ماشين سازى ، همچنان يار و ياور تيم محبوبشان باشند تا بار ديگر زمينه را براى بازگشت دوباره سبزقباها به ليگ برتر فراهم آوريم.


مهدی شیرازی فر
نوشته شده در   دوشنبه 28 فروردين 1396  ساعت  18:46   توسط   مهدی شیرازی فر    تعداد بازدید  235
ویرایش شده در *** ساعت -- توسط
PDF چاپ بازگشت
نظرات شما :