اوقات شرعی 
 
  آمار سايت
مهمان : 1762
اعضا عضو سایت : 11
اعضا آنلاین : 0
امروز : 38
ديروز : 3357
ماه : 11982
 
تاریخ : دوشنبه 28 فروردين 1396     |     کد : 3236

واکنش قائم مقام سابق باشگاه ماشين سازى تبريز به برخی موضع گیریهای مغرضانه علیه باشگاه ماشین سازی تبریز

احد اصغرنژاد:" موسم انتخابات ، ابن الوقت هاى فرصت طلب و سهم خواهان نا پخته "

قائم مقام سابق باشگاه ماشين سازى تبريز گفت: برد و باخت در ورزش و سقوط و صعود تيم هاى ورزشى ، اگرچه مقوله اى کاملا طبيعى و محتمل به شمار مى رود و اساسا ذات ورزش عجين يافته و در هم تنيده با پيروزى ها و شکست ها است.

قائم مقام سابق باشگاه ماشين سازى تبريز گفت: برد و باخت در ورزش و سقوط و صعود تيم هاى ورزشى ، اگرچه مقوله اى کاملا طبيعى و محتمل به شمار مى رود و اساسا ذات ورزش عجين يافته و در هم تنيده با پيروزى ها و شکست ها است.

این هوادار اصیل ماشین سازی تبریز گفت: برد و باخت در ورزش و سقوط و صعود تيم هاى ورزشى ، اگرچه مقوله اى کاملا طبيعى و محتمل به شمار مى رود و اساسا ذات ورزش عجين يافته و در هم تنيده با پيروزى ها و شکست هاست ؛ با اين وجود ، آن چه همواره ، بيش از خود اين برد و باخت ها ، ضربه بر پيکره ورزش وارد آورده ، دخالت ، اظهارنظر و موضع گيرى هاى ناآگاهانه و تفسيرها و تحليل هاى اغلب احساسى و بعضا ناآگاهانه افراد و گروه هاى غير متخصص در حوزه ورزش بوده است و همين اظهارنظرهاى نامعقول ، ورزش و تيمدارى ورزشى را به بيراهه کشانده است. 
اصغرنژاد اظهار داشت: حمايت تمام قد و عملى شهردارى کلانشهر تبريز با محوريت و مديريت سازمان ورزش شهردارى ، به عنوان متولى اصلى ورزش تبريز از تيم فوتبال ماشين سازى ، آن هم درست در مقطعى که اين تيم پر هوادار در آستانه انحلال و فراموشى تدريجى در تاريخ فوتبال کشور قرار داشت ، از آن دست تصميمات شجاعانه و ماندگار مديريت شهرى و در رأس آن شهردارى و شوراى اسلامى شهر بود که از دو سال قبل محقق گرديد و حمايت ها و پشتيبانى مسوولانه نهادهاى شورا و شهردارى از اين تيم ، آن هم در وانفسايي که هيچ فرد ، گروه ، سازمان و حتى خود کارخانه ماشين سازى حاضر به قبول مديريت آن نبود ، زمينه ساز بازگشت اين تيم قديمى و ريشه دار به ليگ برتر و سطح اول فوتبال کشور ، پس از دو دهه گرديد. 

وی اضافه کرد: فارغ از دلايل عدم نتيجه گيرى و سقوط تيم فوتبال ماشين سازى به دسته اول ، که البته نيازمند بررسى هاى کارشناسانه و آسيب شناسى منصفانه در فرصت مقتضى است ؛ موضع گيرى ها و اظهارات برخى افراد نا وارد و غير کارشناس در حوزه ورزش ، در خصوص پروسه حمايت ، مديريت و نتايج حاصله اين تيم ، که عمدتا نيز مصداق بارز فرصت طلبى و ابن الوقتى اين طيف از افراد به شمار مى رود ، از آن دست موضوعاتى است که براى دفاع از عملکرد مجموعه مديريت سازمان ورزش شهردارى تبريز ، ناگزير از پاسخ گويي و طرح برخى نکات مغفول شدم. 

1) اين که فلان عضو محترم شوراى اسلامى شهر تبريز ، على رغم اشرافيت کامل بر مشکلات و کمبودهاى تيم فوتبال ماشين سازى و پى گيرى هاى مکرر مديريت باشگاه از ايشان ، تاکنون قدمى مثبت ، موثر و عملى در راستاى کمک به اين تيم بر نداشته و درست ، سر بزنگاه سقوط احتمالى تيم به دسته پائين تر ، زبان به انتقاد از مديريت باشگاه باز مى کنند ، کمى مشکوک و غيرصادقانه به نظر مى رسد ، تأسف بارتر اين که در مقام اتهام زنى قرار گرفته و عدم نتيجه گيرى هاى اين فصل تيم را به عامدانه بودن روند فعلى از سوى مديريت باشگاه مرتبط مى داند ، اتهامى سنگين که بى ترديد مى بايست مستند به دلايل و شواهد متقنى باشد که بعيد مى دانيم چنين باشد. 
از سوى ديگر نمى توان . اخيرا" ديگر عضو شوراى شهر ، در يکى از خبرگزارى ها و سايت هاى محلى و سراسرى ، خطاب به شهردار تبريز را که به زعم خود ، خواستار انتصاب مديرى لايق در رأس سازمان ورزش شهردارى شده بود از سر دلسوزى و به دور از حب و بغض قلمداد کرد ؛ چه ، همين افراد که نه سابقه مديريت آنچنانى و نه از ورزش سر رشته اى دارند ، معلوم نيست در بحبوحه مشکلات ماشين سازى که از ابتداى فصل تاکنون با مصائبى اعم از خانه به دوشى هاى همواره به دليل فقدان زمين برای مسابقه و تمرين ، ناداورى هاى مکرر در طول فصل که عملا بالغ بر 20 امتياز مسلم را از تيم گرفت ، مشکلات و کمبودهاى مالى ، تبعيض هاى نارواى رسانه استانى و ملى در پوشش حمايتى از تيم و ده ها مشکل ديگر دست و پنجه نرم کرده است ، کجا بودند ، چرا سکوت پيشه کرده بودند و چرا آن موقع احساس مسووليتشان در قبال پى گيرى جدى اين مشکلات گل نکرده بود و امروز که موسم انتخابات شده و ايشان نيازمند مطرح شدن و در بوق و کرناى تبليغاتى قرار گرفتن هستند ، سوژه اى بهتر ، تازه تر و دم دستى تر از ماشين سازى نيافته اند و ناجوانمردانه به جان اين تيم و مديريت قوى حاکم بر آن افتاده اند تا شايد از اين نمد ، کلاهى مناسب سر خود و گشاد تر از هميشه بر سر افکار عمومى ببافند ؛ غافل از اين که به زودى ، محک و آزمون انتخابات و آراى هدفمند و مبتنى بر شناخت مردم ، خود پاسخ صادقان و خادمان واقعى را خواهند داد ؛ چرا که مردم بهترين قاضى هستند. 
2/ مناديان و هدايتگران اين روزهاى پروسه تغيير مديريت سازمان ورزش شهردارى و باشگاه ماشين سازى که در زمان تغيير سرمربى على رغم بسيج امکانات و لابى هاى خود موفق به تحقق هدف خود نشدند ، امروز بار ديگر قد علم کرده و با استفاده از بنگاه سخن پراکنى و سايت اختصاصى و رسانه فرمايشى و معلوم الحال خود وارد گود تخريب شده اند ، اينان با دستاويز قرار دادن موضوع سقوط ماشين سازى ، سعى در القاء لزوم انتصاب مديرى لايق بر مجموعه سازمان مذکور را دارند ، گويا فراموش کرده اند که همين سازمان ورزش شهردارى سال هاى سال است که جور قصور و ناتواتى دستگاه ها و متوليان اصلى توسعه ورزش استان را کشيده و در حال حاضر تقريبا وظيفه تفويضى ، ابلاغى و يا واگذارى اين حمايت مادى و معنوى از ده ها تيم ليگ برترى تبريز در سطح اول بر عهده همين سازمان ورزش شهردارى قرار گرفته است. 

امروز ، شور ، نشاط ، شادابى و سرزندگى طيف هاى مختلف جامعه تبريز ؛ چه نزد بازيکنان و چه نزد عوامل برگزارى مسابقات ورزشى ، مرهون حضور و حمايت مدبرانه سازمان ورزش شهردارى تبريز در عرصه تيمدارى با بيش از 20 رشته مهم ورزشى و در کنار آن معرفى استعدادها و پتانسيل هاى واقعى است که به جرات مى توان گفت حذف سازمان ورزش از حوزه حمايتى ورزش مساوى است با رکود و ورشکستگى و تعطيلى ورزش تبريز. 
در حال حاضر گستردگى و پوشش خدمات رسانى و مديريتى سازمان ورزش شهردارى تبريز بر سه بخش ورزش همگانى ، ورزش قهرمانى و ورزش کارمندى ، به حدى فراگير است که به جرأت مى توان گفت اين سازمان به تنهايي و بدون کمک و همراهى ديگر دستگاه ها ، بار سنگين ورزش شهر تبريز را به دوش مى کشد و قطع به يقين زير سوال بردن اين حجم و سطح از خدمات ورزشى و حمايت هاى عملى از ورزش ، مصداق بارز بى انصافى است. 
گذشته از اين ، سوابق ، تجربيات و کارنامه روشن دکتر سهرابى ، مديرعامل موفق و کاملا ورزشى سازمان ورزش شهردارى نيز از آن دست موضوعات قابل دفاعى است که بى هيچ ترديدى ، صلاحيت و شايستگى تداوم حضور و ثبات وى در مسووليت مذکور را توجيه و تأئيد منطقى مى کند. 

3/ دکتر سهرابى را بايد يکى از استثناهاى ورزشى استان و کشور دانست ، مديرى که برخلاف اکثر مديران سياسى حاضر در عرصه مديريت هاى ورزشى ، پله هاى رشد را يکى پس از ديگرى طى کرده و پس از کسب موفقيت هاى ورزشى در کسوت بازيکن ، مدارج عاليه مربيگرى فوتبال و فوتسال را پشت سرگذاشته و با شايستگى تمام و علم و اشراف بر امور و اخذ بالاترين مدارج علمى و دانشگاهى مرتبط با عرصه ورزش ، پاى در حوزه مديريت ورزشى گذاشته و از سال ها قبل با تصدى مسووليت هاى متعددى نظير معاونت و قائم مقامى باشگاه شهردارى تبريز ، مديرعاملى سازمان ورزش شهردارى ، نائب رييسى فدراسيون هاکى کشور ، رياست بر هيأت هاکى استان ، سرمربيگرى در تيم هاى متعدد فوتسال استان از جمله گسترش فولاد ، بازرگانى ، شهردارى و ... نام خود را به عنوان محق ترين و موفق ترين مدير ورزشى استان طى دو دهه اخير به ثبت رسانده و کارنامه اى پر و پيمان از موفقيت هاى ورزشى را از خود به جاى گذاشته است. 
در اين ميان و با توجه به سوابق و توانمندى هاى مديريتى وى در دو دهه اخير از يک سو و اوج گيرى سهم خواهى ابن الوقت هاى امروز و ناپخته هاى تازه به دوران رسيده مديريتى که به دنبال بهره بردارى هاى خاص از ماجراى عدم موفقيت تيم فوتبال ماشين سازى از سوى ديگر ، دوباره علم و بيرق مخالفت با مديريت فعلى سازمان ورزش به دست گرفته اند و با اظهارنظرهاى غير کارشناسانه و جوسازى هاى فرصت طلبانه و اغلب ناپخته ، در صدد اعمال فشار براى تغيير مديريت سازمان ورزش شهردارى تبريز برآمده اند. 
اين درحالى است که متإسفانه مناديان و هدايتگران پروسه تغيير ، کسانى هستند که نه از ورزش و نه از مديريت ورزشى سر رشته اى دارند و نه سن حضورشان در عرصه هوادارى احساسى ورزش و حتى مديريت سياسى ، با سال هاى حضور و مديريت ورزشى مديريت فعلى همسانى و همخوانى دارد ، هرچند معتقديم که اگر قرار بر نقد و اظهارنظر در خصوص دلايل سقوط تيم فوتبال ماشين سازى تبريز به ليگ دسته اول و بررسى کارشناسانه دلايل اين اتفاق ناخوسايند باشد ، اين امر مى بايست توسط کارشناسان و مديران نخبه و موفق ورزشى و اهالى ورزش نظير دکتر دبيرى که خود از مديران ارشد ورزشى استان و کشور محسوب مى شوند و يا افرادى نظير جناب آقاى ششگلانى نائب رئيس شوراى شهر و رياست هيأت فوتبال استان صورت پذيرد نه نا اهلانى که قصد داشته و دارند از رهگذر اين اتفاق نامبارک ، روزنه اى براى جبران ناکامى هاى قبلى و کوتاه شدن دستشان از منابع مالى سازمان ورزش باز کنند. 
4/ جداى از موارد مذکور در سه بند بالا ، سازمان ورزش شهردارى تبريز با سياست گذارى هاى کلان شهردارى در سنوات گذشته و مديريت اجرايي و نظارتى موفق شخص دکتر سهرابى ، در ايجاد ، توسعه و افزايش زيرساخت هاى ورزشى و سرانه فضاهاى ورزش قهرمانى ، همگانى و کارمندى ، گام هاى بلندى در راستاى پاسخ گويي به مطالبات ورزش دوستان برداشته و به جرأت مى توان گفت نام خود را به عنوان برترين و موفق ترين سازمان کشورى در بين شهردارى هاى ايران به ثبت رسانده است. 
احداث 40 سالن ورزشى سرپوشيده ، تبديل بيش از 15 زمين خاکى فوتبال محلات به چمن مصنوعى ، احداث 4 استاديوم 5 هزار نفرى فوتبال در سطح شهر تبريز ، حمايت همه ساله از مسابقات فوتبال محلات تبريز ، حمايت عملى از تيمدارى حرفه اى در رشته هاى فوتبال ، واليبال ، بسکتبال ، دوچرخه سوارى ، هندبال ، شطرنج ، تنيس روى ميز ، شنا و شيرجه ، حمايت مادى و معنوى از تنها هيماليانورد موفق ايران عظيم قيچى ساز در صعود به قلل بالاى 8 هزار متر جهان و ... تنها نمونه اى روشن و آشکار از موفقيت هاى مشهود سازمان ورزش شهردارى و کارنامه موفق مديريتى آن است که بى ترديد نبايد تحت تأثير 

عدم نتيجه گيرى مطلوب يک تيم ديگر قرار بگيرد. 
آقايانى که اين روزها و در موسم انتخابات شوراهاى شهر و روستا ، رگ مسووليتشان باد کرده و تازه يادشان افتاده که تيمى به نام ماشين سازى هم وجود دارد ، بدانند که عوام فريبى و هوچى گرى بدون اطلاع از کنه و اصل موضوع ، راه صحيحى براى پر کردن سبد رأى نيست ، ايشان به جاى توصيه هاى دخالت گونه خود در امور اجرايي شهردارى و مديريت هاى تخصصى آن ، بهتر است پاسخ دهند ، در مقام رياست بر مرتبط ترين کميسيون شورا با حوزه ورزشى ، کدام همراهى و حمايت عملى را از سازمان ورزش و همين تيم ماشين سازى انجام داده اند؟ يا آن عضو ديگر که از تازه واردان شورايي محسوب مى شود ، بد نيست پاسخ دهد که از زمان ورودشان به بدنه شورا ، در کدام يک از مصوبات و تصميمات شورايي مرتبط با ورزش سهيم بوده اند که امروز در آستانه انتخابات ، نگران ماشين سازى ، سازمان ورزش و مديريت آن شده و از شهردار تبريز خواستار انتصاب مديرى لايق در اين مجموعه شده است ، به راستى اگر آقايان ، مديرى در حد مديريت فعلى سازمان ورزش شهردارى در آستين يا زير سر دارند ، اين گوى و اين ميدان ، وگرنه اگر نيت چيزى جز جز دلسوزى باشد ، مردم با آگاهى و هوشيارى هميشه خود پاسخ اين قبيل افراد را در انتخابات پيش رو خواهند داد. 

5/ اين که عده اى امروز و پس از سقوط تيم فوتبال ماشين سازى تبريز به دسته پائين تر ، دايه هاى مهربان تر از مادر شده اند ، گويا فراموش کرده اند که همين تيم رانده شده از همه جا و بى صاحب و متولى ، طى 22 سال اخير همواره بى ياور و حامى رها شده بود و هيچ يک از اين مدعيان دلسوزى ، قدمى در جهت حمايت از قديمى ترين تيم فوتبال شمالغرب برنداشتند و تنها شوراى شهر و شهردارى تبريز و سازمان ورزش بود که با احساس مسووليت متعهدانه و قابل تقدير ، مسووليت مديريت و حمايت از ماشين سازى را بر عهده گرفت تا آرزوى ديرين هواداران آن جامه عمل بپوشد. 

به هر تقدير اميد است آگاهان منصف و ناظران عادل و در کنار آن مردم هوشيار و آگاه تبريز ، على الخصوص هواداران فهيم و نجيب ماشين سازى ، با درک شرايط فعلى ، حامى و دلسوز واقعى را از سهم خواهان و فرصت طلبان بازشناخته و با اعتقاد و اطمينان کامل به اين تأکيد دکتر نجفى ، شهردار محترم کلانشهر تبريز مبنى بر تداوم حمايت هاى مادى و معنوى شهردارى و سازمان ورزش از ماشين سازى ، همچنان يار و ياور تيم محبوبشان باشند تا بار ديگر زمينه را براى بازگشت دوباره سبزقباها به ليگ برتر فراهم آوريم.


مهدی شیرازی فر
نوشته شده در   دوشنبه 28 فروردين 1396  ساعت  18   توسط   مهدی شیرازی فر    تعداد بازدید  103
ویرایش شده در --- ساعت ---- توسط
PDF چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :